جو يك من شش شاهى / كلش يك دسته يك شاهى / ابريشم يك من تبريز سه تومان و نيم
نوكر [ ان ] ديوان يكصد و سى نفرند . و اين كردمحله در جمع سدنرستاق است . و به كفشگيرى سه فرسخ سبك است .
[ راه كردمحله به كفشگيرى ]
از بابت راه كه از كردمحله به كفشگيرى [ مىرود ] ، سه فرسخ است .
از مزرعه و رودخانهء كوچك گذشته دوره جنگل [ است ] كه تكتك درخت توت دارد ، بعد صحرائى مىآيد . داخل خيابان مىشود كه دوره گندمزار و درختهاى بزرگ سرراست [ و ] دو رودخانهء ديگر است . ايضا [ از ] پل - چوبى [ كه ] زيرش آب ندارد [ و ] به قدر چهار پنج ذرع گود است ، رد شده جوى آب است . ايضا جوى است كه طرف راست مزرعه مىباشد . مذكور شد كه جاى بسقوى « 1 » تركمان است . بعد [ از ] تخته پل كه رودخانه [ اى ] مثل دره است گذشته [ به ] دورهء خيابان درخت ازگيل و انار و گندمزار و درخت شبخس « 2 » و نىزار و ساير درختها ، مىرسد به سياهدره كه اينجا هم جاى تاخت تركمان است . قدرى سرازير رودخانهء خشك است كه راه از كرد - محله به كفشگيرى نصف است ، مىرسد به پل چوبى پايه آجر . گذشته دوره جنگل ازگيل و شبخس و خارستان كه در ميان جنگل قبرستان بود . به علامت سنگهاى سياه روى قبرها [ كه ] مشهور [ به ] قبرستان قديم چهاردهى است ، رد شده يك مجرا رودخانه و يك جوى آب و دو مجرا رودخانهء گلآلود كه نزديك هم مىباشد ، از مياندره مىآيد . و خود مياندره طرف راست دامنهء كوه واقع است . به قرار
هامش
( 1 ) - بضم باء و سكون سين .
( 2 ) - درخت گل ابريشم است .