نفر تفنگچى ساورى ساخلوى بندر جز مىباشند . سركردهء [ ايشان ] آقا مصطفى ساورى است .
در ماه جمادى الثانى يك هزار و دويست و هفتاد و پنج هجرى در بندر جز هرچه انبار و قراولخانه و گمركخانه و انبار قديم كه به جهت كامپانى سابق ساخته بودند و مال [ و ] اموال تجار و جميع صحرا و جنگل از زير گلوگاه الى كنارهء درياى جز با يك نفر چوپان و يك گله گوسفند همه را آتش گرفت [ و ] سوزانيد . به قرار يازده هزار تومان به تجار و رعيت ضرر رسيد . تازه به قرار چهارده انبار كوچك و بزرگ از نى و چوب ، ساختهاند .
و قرار گمرك از تجار دولت بهيهء روسيه ، يكصد و پنج [ تومان ] است . و از تجار دولت عليهء ايران ، از پنبه ، يك پوط هيجده شاهى . قماش و صندوق بار ، [ يك ] پوط چهارده شاهى . و سقط بار از قبيل خشكبار ، [ يك ] پوط شش شاهى . روناس [ يك ] پوط هشت شاهى و ساير [ اجناس ] به تفاوت است .
و امسال سه چهار سال است كه از محال و بلوك انزان چوب گردوى زياد به حاجىترخان حمل مىنمايند . در تاريخ سنهء 1276 قدغن شده است كه به غير از گماشتهء قونسول دولت عليهء ايران ، حاجى ميرزا يوسف خان كه در حاجىترخان است ، به كس ديگر چوب گردو نفروشند .
و اين بندر جز زياد بندر خوبى است . در عرض سال شصت هفتاد فروند كشتى حمل [ و ] نقل بار تجارتى مىنمايند . و امسال نوزده سال است كه بندر جز برقرار شده است .
[ جزيرهء آشوراده « 1 » ]
و از بندر و گمركخانهء جز به جزيرهء آشوراده دو فرسخ روى آب
هامش
( 1 ) - در اصل : عاشوراده .