[ شهر شاهرود ]
وارد قلعهء شاهرود مىشود كه شبگز بسيار دارد . اما كاروانسراى تازه [ اى ] حاجى ابو طالب ساخته است و به كامپانى تاجر دولت روسيه اجاره داده است ، آنجا خالى از شبگز مىباشد .
حاكم شاهرود محمد ابراهيم خان پسر محمد ناصر خان ايشيك آقاسى - باشى [ و ] نايبش محمد تقى بيگ [ و ] ميرزايش ميرزا مهديقلى [ است ] . حاكم - نشين در بسطام كه از بناهاى هوشنگ شاه عجم است ، مىباشد .
و شهر شاهرود هم از ابنيهء قديم است . دورش قلعه است و باغات زياد دارد . كه يك سمت به دامنهء كوه واقع است و گذرگاه و عبور قافله و زوار از هر سمت به شاهرود مىشود . و ارگى هم دارد .
سمت شرقى حدود ميامى ، غربى تاش [ و ] جنوب ده ملا [ است ] . و در ميامى ده فرسخى و در صحراى كوير بيست فرسخى ، معدن سنگ مس دارد ، مىآورند در شهر [ و ] خروارى از پانزده الا بيست تومان مىفروشند . و بعد همان سنگ را در شهر آب مىكنند [ و ] مس قرص مىسازند كه اجارهاش هزار تومان است . و از تاش از معدن سرب مىآورند [ و ] در شهر يك من تبريز يك قران مىفروشند .