16 - عروستان . 17 - رنگآب . 18 - برزهكوه ، دو امامزاده دارد .
[ احوال كلى طالشدولاب ]
از قشلاق الى ييلاق پنج قنطره پل چوبى و شش مجرا آسياب دارد .
نرسيده به واسكا در وسط راه قبرى است كه مردم [ آن را ] سنگسار و چوبسار مىنمايند . سالى يك دفعه در وقت بهار چوبهائى كه روى قبر مىريزند آتش مىگيرد ، معلوم نشد كه خودبهخود آتش مىگيرد و يا اينكه مردم آتش مىزنند .
مىگويند قبر مردى است كه با دختر خود زنا نموده است . اللّه اعلم به حقايق الامور .
و به قرار دويست و پنجاه خانهوار طايفهء خاشابرى در طالشدولاب مىباشند . و معنى خاشابر « 1 » اين است [ كه ] مىگويند جدّ جدّ ما در خانهاش از استخوان بود ، مشهور به خاشابر شد . زيرا كه به زبان طالشى استخوان را خاش « 2 » مىگويند . و در را بر مىگويند . و در ميان طايفهء خاشابرى ، سى خانهوار طايفهء ديگر هست كه مخاطب به شيرازى مىباشند . مذكور نمودند كه اصل ما از شيراز است . در عهد قديم دو سه نفر از شيراز آمده در طالش دولاب تأهل اختيار نموده ساكن شديم . الآن مشهور [ به ] شيرازى و همگى سنّىمذهبند .
اهل طالشدولاب ييلاق و قشلاق دارند . محصولشان برنج و ابريشم و شال چوخا و برّمه و شلوار و روغن ، پنير ، عسل و شيره و گردو و جوراب مىباشد . و در ييلاق گندم [ و ] جو مىكارند . كه مار گزنده ، ببر ، پلنگ ، گرگ ، خرس ، خرگوش ، روباه ، شغال و موش كوهى و كك بسيار است . و كنه و مله ندارد . و شكار كوهى از قبيل پرزه كه آهو باشد و گاو كوهى و قرقاول و كبك وفور دارد . شنگ و دله و كك و ساس كه سرخك « 3 » باشد با
هامش
( 1 ) - به فتح باء .
( 2 ) - به سكون شين .
( 3 ) - به ضم سين و سكون راء .