تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه استرآباد و مازندران و گيلان و . . . ( فارسى ) — صفحة 103

مساهمون:

ص١٠٣
برنج مىشود . تخمين به قرار يك كرور گوسفند و گاو دارند . و كنه و ساس زياده از حد است . و مله اكثر جاهاش بهمىرسد . و مارهاى گزنده بسيار دارد . و ببر و پلنگ و روباه و خرس و گرگ و موش كوهى و گاو كوهى و مرال و شكار كوهى از قبيل : بز و قوچ و قرقاول و كبك بسيار دارد . و حاكم‌نشين [ آن ] يانه‌سر مىباشد . هزارجريب چهار دانگهء نجفقليخانى ، پسر عموى محمد رحيم خان [ و ] نوهء حاجى محمد تقى خان [ است ] . نوكر پيادهء خارج نظام دويست و هشتاد [ و ] پنج نفرند كه به ديوان خدمت مىنمايند . حاصل و ملك و زراعت كلا با ساير چيزها موافق هزارجريب مهديخانى است . [ و ] حاكم‌نشين [ آن ] سرخه كريه مىباشد . و هزارجريب چهار دانگهء محسن خان . نوكر پيادهء خارج - نظام دويست و پنجاه و سه نفرند . محصول و ملك و زراعت و گاو [ و ] گوسفند و شكارگاه و غيره موافق هزارجريب نجفقليخانى است . و در اشروستاق « 1 » كنف ريسمان [ و ] شهدانه زياد مىكارند . و در ساير جاهاى مازندران هم مىكارند ليكن به پاى اشروستاق نمىرسد . هزارجريب دو دانگه اكثرش خالصهء شاهى است . نوكر پيادهء خارج نظام سيصد نفرند . [ و ] سركرده ابراهيم خان است . محصولش گندم [ و ] جو و جاورس و شلتوك و روغن و پنير و كشك بسيار . و از ميوه‌جات سيب و آلوچه و آلوى سياه و آلبالو و گلابى بسيار دارد . به قرار سه كرور گوسفند و گاو دارند . و كنه و ساس زياده از حد است . و مله اكثر جاها بهمىرسد . و مار گزنده و جانور درنده و شكار كوهى از هر قسم وافر است . اما ابريشم و
هامش
( 1 ) - به فتح الف و سكون شين .