زرين [ 1 ] و دوازده هزار كنيزك ! و هزار و دويست فيل ، و سيزده هزار شتر باركش ( و ) باغ نخچيران ، و باغ سياوشان ، و باغ مرود [ 2 ] و اسپ شبديز [ 3 ] و ده هزار من عود ، و پنجهزار من كافور ، و سه هزار من مشك ، و چهار هزار من عنبر ، و دوازده هزار يوز ، [ 4 ] و هزار شير ، و هفتصد [ 5 ] هزار سوار ، و سيصد هزار پياده ، و شمع [ 6 ] دوازده هزار پليته ، و كبريت سرخ ، و هزار بار سپند ، و ده هزار غلام ، و صد هزار اسپ بارگى [ 7 ] و صد هزار ستام [ 8 ] زرين ، ( و )
هامش
[ ( 1 - ) ] اصل : ذرين ؟ مشكوى : بضم اول و سكون ثانى به معنى حرمسرا ، و قصر و باغچه است و خلوت خانهء شيرين و خسرو را نيز گويند . خاقانى گويد :رفت شيرين ز شبستان وفا * نقش مشكو و شبستان حكيم( حواشى برهان 2015 ) فردوسى گويد :به مشكوى زرين ده و دو هزار * كنيزك بكردار خرم بهار( شاهنامه 4 ر 243 ) .
[ ( 2 - ) ] اصل : مزود ؟ ب : مرود .
[ ( 3 - ) ] اين نام مركب است از شب + ديز يعنى شبرنك و سياه ناصر خسرو گويد :يكى شبگون نامش بود شبديز * گرو برده ز صرصر درنك و تيز( حواشى برهان 912 ) اين نام در مسعودى ( 1 ر 232 ) شيداد است . ولى در كتب فارسى باتفاق شبديز است فردوسى گويد :و گر اسپ شبديز كز تاختن * نماندى بهنگام كين آختن .[ ( 4 - ) ] يوز در عربى فهد و در تركى نام حيوانى است مانند پلنگ كه آن را رام نموده و مانند سگ شكارى صيد و حوش به او كنند ، و سگ تولهء شكارى را نيز گويند ( حواشى برهان 2457 ) .
[ ( 5 - ) ] مخفف هفت صد است .
[ ( 6 - ) ] در حاشيهء ( ن ) نوشتهاند ، كه كالب عدد شمع را از قلم انداخته . در حالى كه دوازده هزار پليته مربوط به شمع است ، و سقطى ندارد .
[ ( 7 - ) ] باره و بارگى به معنى اسپ است ، كه در پهلوى بارك ( مركوب ) بود ، و بارگى اسپ باركش پالانى ( يابو ) را گفتهاند ( حواشى برهان 217 ) .
[ ( 8 - ) ] هر دو : سام ؟ ستام يراق و لجام اسپ است .