سوى آذربايجان رفت ، و ايرانيان نوميد گشتند و كس فرستادند و با خاقان صلح كردند .
و ساو و باژ [ 1 ] بپذيرفتند .
خاقان مغرور گشت و ايمن بنشست [ 2 ] بمرو ، و به شكار كردن و طرب مشغول گشت .
و بهرام مغافصه تاختن آورد ، و خاقان را با همه عزيزان او اندر شكارگاه بگرفت و اسير كرد ، و شمشير اندر سپاه او نهاد ، و بسيارى بكشت ، و باقى بگريختند . و پس بر اثر ايشان به ما وراء النهر شد ، و آن ديار را قهر كرد و [ 30 ] تركستان بگرفت ، و بروزگار او گنج كيكاوس يافتند ، دو گاوميش زرين مرصع بجواهر ، بر آخرهاى [ 3 ] سيمين بسته ، و بدل كاه و علف ، جواهر و مرواريد ريخته پيش ايشان .
چون او را بگفتند گفت : گنجى كه كيكاوس نهد ، ما برنداريم . زيرا كه ما را ننگ باشد ، نهادهء ديگران برداشتن ، ما را خزانه به تيغ و تير و بازوى قوى ، مال از دشمنان بايد گرفت ، و ولايت آبادان بايد داشت نه به خواستهء مردگان . پس بفرمود تا آن زر و جواهر بر درويشان بخشيدند .
و بهرام گور بهر زبانى سخن گفتى . بوقت چوگان زدن پهلوى [ 4 ] گفتى ، و اندر حربگاه تركى گفتى ، و اندر مجلس با عامه درى گفتى ، و با موبدان و اهل علم پارسى گفتى ، و با زنان زبان هريو [ 5 ] گفتى ، و چون اندر كشتى نشستى زبان نبطى گفتى ، و چون
هامش
[ ( 1 - ) ] اصل : باز ، ولى ساد و باژ به معنى باج و خراج است .
[ ( 2 - ) ] ب : نه نشست ؟
[ ( 3 - ) ] هر دو نسخه : اجزهاى ؟
[ ( 4 - ) ] هر دو نسخه : به خدا ؟ ثعالبى در غرر ملوك الفرس ( 555 ) گويد . عند الضرب بالصوالجة بالفهلوية . منهاج سراج در طبقات ناصرى ( 1 ر 196 ) همين مطلب را آورده ، ولى از چوگان زدن و پهلوى ذكرى ندارد .
[ ( 5 - ) ] در هر دو نسخه هريو است ، كه مقصد زبان هرات باشد . در ( ن ) اين كلمه را هريوه ساختهاند منسوب به هرى ؟ در حالى كه خود تركيب اضافى اصل همين مطلب را مىرساند .