پس نوح [ 206 ] بن منصور [ 1 ] سپهسالارى به ابو على داد و عهد و لوا و خلعت فرستاد ، و او را « عماد الدوله » لقب كرد اندر سنه احدى [ 2 ] و ثمانين و ثلثمائه . و فايق به بخارا باز گشت بىفرمان ، وانج [ 3 ] حاجب و بكتوزون با وى حرب كردند [ 4 ] او را هزيمت كردند ببلخ بشد ، و چغانيان ابو الحسن طاهر بن الفضل را دادند .
امير طاهر بن الفضل بيامد ، و ابو المظفر [ 5 ] بنزديك فايق شد ، و فايق او را نصرت كرد ، و با طاهر بن الفضل حرب كرد ، و طاهر اندران معركه كشته شد . و چون ابو موسى هارون بن ايلكخان از تركستان به اسپيجاب آمد ، تاختن آورد ، و سرهنگان فايق را به خرتنگ [ 6 ] بگرفت ، و فايق بزينهار خان شد ، و با وى ( به ) بخارا آمد ، و نوح بن منصور متوارى بود . فايق بلخ را از خان بخواست به دو داد ( و ) خود باز گشت .
و امير ابو على را سپاه و سلاح و خزينه بسيار شد ، دست اندر ولايت امير خراسان كرد ، و همه ما دون النهر بگرفت ، و بر خراج و اجلاب [ 7 ] و معادن و احداث و ضياع سلطانى مستولى گشت ، و هر استخفافى كه بتوانست [ 8 ] به امير نوح بكرد ، و خويشتن را
هامش
[ ( 1 - ) ] هر دو نسخه : منصور بن نوح ؟ ولى چون پادشاه نوح بن منصور الرضى بود ، ضبط نسختين خطى سهو خواهد بود ، و عتبى هم گويد كه الرضى او را به قيادت لشكر گماشت ( تاريخ يمينى 65 ) .
[ ( 2 - ) ] هر دو : اندر عهدى و ثمانين ؟
[ ( 3 - ) ] هر دو : ايخ حاجب ؟ ولى اين نام در يمينى ( ص 68 ) انج است .
[ ( 4 - ) ] هزيمت فايق 3 ربيع الاول 388 ه . بود ( يمينى 69 ) .
[ ( 5 - ) ] ابو المظفر محمد بن احمد ( يمينى 69 ) .
[ ( 6 - ) ] هر دو : بجز جنگ ؟ شرح محتمل اين كلمه در پاورقى گذشت ، در اين جا نيز بحدس اصلاح شد ، احتمال دارد ، كه جرجيك باشد كه در پاورقى شرح آن گذشته است .
[ ( 7 - ) ] جلب بفتحتين و جمع آن اجلاب بفتحهء الف چيزهائى كه از يك شهر بديگر شهر برده مىشود ( المنجد ) .
[ ( 8 - ) ] هر دو : كه به امير ؟