و حسن بويه قصد گرگان كرد ، و خبر به نزديك بكر بن مالك [ 1 ] آمد و حسن فيروزان به حد جا جرم [ 2 ] آمد . چون عبد الملك بن نوح اين خبرها بشنيد ، لشكرها گرد كرد ، و سوى بكر بن مالك فرستاد به آزادوار . [ 3 ] حسن بويه و ابو على بحرب بكر نهاستادند ، سوى طبرستان بشدند . و ابو الحسن محمد بن ابراهيم بن سيمجور را ابو سعيد مالك بخواند تا به نيشاپور ( 192 ) شحنه باشد . و نامهء حسن بويه و ابو على چغانيانى آمد سوى على بن المرزبان ، و صلح جستند با [ 4 ] ابو سعيد بكر بن مالك . و حسن همى ضمان كرد ، كه از رى و كور جبال هر سال دويست هزار دينار همى فرستند و هديههاى ديگر و ميزتها [ 5 ] كند ، و با وشمگير مزاحمت نكند بحديث طبرستان . و على بن المرزبان در ميان شد و همبرين جمله صلح افتاد ، و حسن مال صلح با هديها بفرستاد ، و خونها بسته شد ، [ 6 ] و عداوتها برخاست و كارهاى خراسان راست شد .
و مطيع نامه نوشت به حسن بويه ، و اين صلح مواضعت [ 7 ] از وى نپسنديد و گفت : آن عطاء لشكر خراسان است هر سال از قرار سنه اربع و اربعين و ثلثمائه ، و ابو على نالان [ 8 ]
هامش
[ ( 1 - ) ] هر دو : ملك .
[ ( 2 - ) ] جا جرم به فتحهء جيم دوم وراء ساكن شهرى بود بين نيشاپور و جوين و گرگان ( مراصد 1 ر 305 ) .
[ ( 3 - ) ] هر دو : فرسيا بار او دارد ؟ اصلاح متن حدسى است .
[ ( 4 - ) ] هر دو : تا ابو سعيد ؟
[ ( 5 - ) ] اصل : و مربها بدون نقاط . ب : و مسرتها ؟ ميزت يا ميزد به فتحهء ميم و ياء و سكون ثالث مهمانى و بزم عيش و شراب باشد ، كه در اوستاAEZAYMو در پهلوى ميزد به معنى طعام فديه و قربانى و نذر بود ( حواشى برهان 2077 ) .
[ ( 6 - ) ] يعنى خونريزيها بسته شد و قطع شد .
[ ( 7 - ) ] در طبع ناظم بين صلح و مواضعت ( و ) اضافه شده ، ولى در هر دو نسخه و او ندارد . و صلح مواضعت آن باشد كه به موافقت جانبين بدون فيصلهء شمشير انجام يابد .
[ ( 8 - ) ] نالان و ناليده : بمعنى ناتوان و رنجور است .