بر شادان مسرور [ 1 ] و اصرم [ 2 ] حصار كرد . پس خجستانى را دل مشغول گشت ، و سوى نيشابور باز گشت و قومى را بكشت . و عمرو را دل فارغ گشت .
پس عمرو بن الليث ، شغل امارت خراسان را ، هر چه نيكوتر و تمامتر ضبط كرد و سياستى برسم [ 3 ] بنهاد چنان كه هيچكس بر آن گونه نگرفته بود .
و چنين گويند كه ( 165 ) عمرو بن الليث را چهار خزينه بود : يكى خزينهء سلاح .
و سه خزينهء مال ، كه هميشه با وى بودى : يكى خزينهء مال صدقات و گزيدها [ 4 ] و آنچه بدان ماند و خرج آن اندر وجه بيستگانى [ 5 ] سپاه بودى . دو ديگر : [ 6 ] خزينهء مال خاص كه از بهر [ 7 ] غله و ضياع جمع شدى ، و خرج آن اندر وجه نفقات و مطبخ و مانند آن بودى . و سه ديگر : خزينهء مال كه دخل آن از احداث [ 8 ] و مصادرههاى حشم كه بدشمنان ميل
هامش
[ ( 1 - ) ] تاريخ سيستان ، شادان بن مسرور ،
[ ( 2 - ) ] تاريخ سيستان : اصرم بن سيف .
[ ( 3 - ) ] ناظم : برستم ؟
[ ( 4 - ) ] ب : كرندهاى ؟ ناظم : گزيدههاى ؟ گزيد شكلى از گزيت است به فتحهء اول و كسرهء دوم كه معرب آن جزيه باشد بمعنى ماليه و خراج و پولى كه از كفار ذمى ستانند ( برهان 1813 ) .
[ ( 5 - ) ] بيستگانى : عشرينيه و معاش بيست درهمى لشكر كه شرح آن گذشت . ب : اين كلمه ندارد .
[ ( 6 - ) ] ناظم : و ديگر ، كه همواره دو ديگر قديم درى را و ديگر خواندهاند .
[ ( 7 - ) ] بهر : برخ و حصه .
[ ( 8 - ) ] بار تولد گويد كه احداث ماليات زمينهاى تازه زراعت شده باشد ( آسياى مركزى 81 طبع كابل ) ولى براى اين گونه اراضى اصطلاح موات در فقه اسلامى از زبان عربى موجود است ، و مراد از احداث مداخل جديدى بشد كه غير از خراج و ماليات قانونى و شرعى بخزانه آيد مانند مصادره و غيره .