و ثلثمائة . و اندر ايام او امير سعيد ، مر محمد بن المظفر ( را سپهسالارى خراسان داد ) [ 1 ] و ماكان از زمين ديلم باز گشت و نزديك او آمد ، با [ 2 ] هفت تن و محمد بن المظفر از بهر ماكان را ستور فرستاد و سلاح و درم . پس مرد آويز قصد [ 3 ] محمد كرد ، و محمد گرگان بگذاشت و به نشابور باز آمد ، و دبيرى بود مر مرد آويز را ، نام او مطرف [ 4 ] بن محمد . پس محمد بن عبد اللّه البلعمى [ 5 ] با مطرف مطابقت [ 6 ] كرد ، و مطرف ضمان كرد كه سر [ 7 ] لشكريان بگردانم ، و مرد آويز نيز [ 8 ] آگاه شد ، مطرف را بگرفت و همه مال او بستد و آخر بكشتش ، و بدان مقصود نرسيدند .
الراضى باللّه
او [ 9 ] ابو العباس محمد بن الجعفر المقتدر بود مردى ( 87 ) اديب و فاضل بود ، و از هر علمى بدانست ، و ادب نيكو ياد داشت و شعر بسيار دانست و سخت فصيح و كامل .
هامش
[ ( 1 - ) ] كلمات بين قوسين در اصل نيست ، و مقصد از امير سعيد نصر بن احمد سامانى است ، و طورى كه در همين كتاب در احوال سامانيان و نصر بن احمد آمده ، گسيختگى عبارت تكميل شد ، در نسخهء ب از « محمد بن المظفر » تا « هفت تن » عبارات و كلمات حذف شده .
[ ( 2 - ) ] اصل : تا ؟
[ ( 3 - ) ] هر دو : مرداد قصد ؟
[ ( 4 - ) ] هر دو : مطرب ؟ ولى در سطور ما بعد و هم در تاريخ طبرستان مطرف است .
[ ( 5 - ) ] هر دو : العلمى ؟
[ ( 6 - ) ] هر دو : مطرق مطابقت ؟
[ ( 7 - ) ] كذا در هر دو نسخه ، در ( ن ) من لشكريان طبع شده .
[ ( 8 - ) ] هر دو : مرداد بر مدبر ؟ بدون نقاط .
[ ( 9 - ) ] هر دو : و ابو العباس .