مر حشم را ، و بزرگان مملكت را ، و چوب صليب [ 1 ] كه بخت النصر از روم بياورده و اندر خزينهء ملوك عجم مانده بود ، بروم باز فرستاد ، و بر قيصر بدين سبب منتها نهاد ، و همه روم او را موافق و دوستدار گشتند ، و بهر جانبى دشمنان بيرون آمده بودند به ايرانشهر ، و هر جاى كه [ 41 ] سپاهى بفرستاد [ 2 ] همه پيروز باز آمدند و بروزگار او ايران بياراميد .
جشنسب بنده [ 3 ]
و او جشنسب بنده بن بهرام جسنس [ 4 ] بن مردانشه [ 5 ] ابن منوچهر بن [ 6 ] آذر جسنس [ 7 ] بن نرسى بن بهرام بن اردشير بن شاپور بن يزدجرد الاثيم [ 8 ] بود ، و او ( را ) به ميسان [ 9 ]
هامش
[ ( 1 - ) ] اين خاج مقدس را در سنه 614 م در عصر هراكليوس ( هرقل ) سرداران لشكر خسرو پرويز ساسانى بعد از فتح بيت المقدس به تيسفون آوردند ، و در سنه 629 م در عصر پوران دخت آن را مسترد كردند و جشن بزرگى به اين مناسبت در بيت المقدس گرفته شد ( ساسانيان 521 )
[ ( 2 - ) ] هر دو : نفرستاد .
[ ( 3 - ) ] هر دو : حسده ( بدون نقطه ) مجمل : خشنسفنده ؟ طبرى : جشنسده من بنى عم ابرويز .
حمزه : جشنس بنده . مسعودى : فيروز خشنس . البيرونى : فيروز بن حعرا محسس بن مركلسه بن منوزاد ملقب به حوسديد ( آثار 122 ) بيرونى : به حوالهء حمزه از سير الكبير : خشنش بنده - فيروز خشنشب بنده . مرحوم بهار مىنويسد : اين صور نام از گشنسپ بنده مأخوذ است كه جشنسفنده معرب و مخفف آن است . ( حواشى مجمل 82 ) .
[ ( 4 - ) ] اصل : حسس ؟
[ ( 5 - ) ] اصل : مرد الحه ؟
[ ( 6 - ) ] اصل : ممود بن .
[ ( 7 - ) ] اصل : ادرحس ؟
[ ( 8 - ) ] اصل : بن الاثيم : در نسخه ب تمام اين نامها مغشوش و لا يقر است .
[ ( 9 - ) ] هر دو : هسان ؟ ميسان بقول مستوفى از توابع بصره است ( نزهة 40 ) در تاريخ اليعقوبى ( 1 ر 142 ) گويد : دكان مقامه بالاهواز در بلعمى هم ميسان است .