تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زبدة التواريخ ( فارسى ) — صفحة 1051

مساهمون:

ص١٠٥١
830 . يامخانه : يام ، پستخانه ، چاپارخانه ( دهخدا ) . - و يامخانه بزرگ بر در آن شهر بود ( ص 827 ) . يد بيضا : مجازا كرامات و خرق عادات است ( غياث ) . اشاره به آيهء قرآن دربارهء موسى . يراغ : تركى ، اتفاق و مصلحت ( برهان ) . - به جهت يراغى از ارك بيرون آمد ( ص 349 ) . يراق : سلاح ، اسلحهء سپاه مثل شمشير و سپر و تير و كمان ، ساز و سامان و پوشاك و آلت و ابزار و زيور ( دهخدا ) . يراق ديدن : مصلحت ( فرهنگ شفيع ) . - گفتند نه ما يراق چنين ديديم ( ص 174 ) . - به اتفاق يراق ديده به هرچه فرمان شود . . . . ( ص 399 ) . يراق كردن : اسلحهء سپاه مثل شمشير و سپر و تير و كمان ، مطلق سامان و اسباب مصالح هرچيز ( فرهنگ شفيع ) . - شما نيز يراق خود بكنيد تا با لشكر ( ص 855 ) . - خود را يراق كرده محكم گردانيم ( ص 68 ) . يرغو : - يارغو ( ص 467 ) . يرغه : اسب تيز و راهوار ( نفيسى ) . يركه : - جرگه : دايره ( ص 123 ، 452 ، 878 ) . يرگه : - جرگه : دايره و حلقهء راندن شكار ( فرهنگ شفيع ) . ( ص 264 ، 528 ، 529 ، 626 ) . يرليغ : مغولى ، فرمان ، فرمان پادشاه ، فرمان مكتوب پادشاه ( فرهنگ اصطلاحات ) . يزدجردى ( تقويم ) : تاريخى كه از جلوس يزدجرد سوم بر تخت پادشاهى آغاز شود ( مطابق با 632 ميلادى - يازده هجرى ) ، ( دهخدا ) ، ( ص 646 ) . ياساق : - ياسا . يساول : سوارى كه ملازم امرا و رجال بزرگ باشد ، مأمور تشريفات دربارى به‌طور عام ( دهخدا ) ، ( ص 38 ، 702 825 ) . يشم : سنگى قيمتى كه مايل به سبز باشد ( غياث ) . يك قلمه : كل ، تمام ، مجموع ، همه ( دهخدا ) . - امير سيد فخر الدين صاحبديوان يك قلمه بود ( ص 653 ) . ينابيع : ج ينبوع : چشمهء بزرگ آب ( آنندراج ) . يورت : ( تركى ) ، مسكن ، محل زندگى ، ارابه‌هاى نمدى كه با گاوهاى نر كشيده مىشدند و به راحتى به راحتى برچيده مىشدند ( فرهنگ اصطلاحات ) . محل خيمه و خرگاه ( دهخدا ) . پورتچى : كسى كه محل چادر زدن لشكر ، شاهزادگان يا كاروان را تعيين مىكند ، كسى كه وظيفه‌اش رسيدگى به وضع يورت است ( فرهنگ اصطلاحات ) . يوم التناد : روز قيامت ، روز رستاخيز ( دهخدا ) . يونت‌ئيل : تركى ، نام سال هفتم از دوره اثناعشرى كه سال اسب باشد ( نفيسى ) .
زبدة التواريخ ( فارسى ) — صفحة 1051 | سيد كمال حاج سيد جوادى / عبدالله ابن لطف الله ( حافظ ابرو )