معنى آن در عمل آرد . ديگر امرائى كه در آن ديار ماندند ، هريك را برحسب مقدار و تفاوت درجات به انواع اصطناع و مكرمت و فنون برو مرحمت محظوظ و بهرهمند گردانيد . نظام مملكت و رونق دولت به قرار معهود و رسم مألوف باز برد و بر قواعد سداد و اساس استحكام استقرار و استمرار يافت . حاصل قصه آنكه احوال ممالك فارس :
مصراع
صار كما كان و العنآء زياد ( 1 ) « 1 »
در اين ميانه بعضى از اهالى و متوطنان به سبب آن فتنه پايمال قضا و قدر و دست - فرساى « 2 » خوف و خطر گشتند . چون خاطر خطير و ضمير منير حضرت سلطنت شعارى از مهمات آن بلاد فارغ شد ، عزيمت جانب كرمان تصميم يافت .
ذكر عزيمت همايون به جانب ( 2 ) كرمان و آن نواحى
در آن ايام كه رايات همايون حضرت سلطنت شعارى - خلد اللّه ملكه و سلطانه - به ممالك فارس درآمد ، ايلچى به جانب كرمان پيش سلطان اويس بن ادكو فرستاد و مضمون رسالت آنكه هركه را سعادت جاودانى در تمهيد قواعد كامرانى مساعدت نمود و لطف صنع بارى مثال طاعتدارى و فرمانبردارى او را به توقيع
« وَ أُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ
* » « 3 » موشح فرمود [ و تعظيم و تنويهء « 4 » ذكر او را به بيان
« وَ رَفَعْنا لَكَ
هامش
( 1 ) . م و ل : و الغناء زيادة .
( 2 ) . ت : طرف .
( * ) قسمتى از آيه 59 سوره 4 .
( 1 ) گشت آنگونه كه بود و بعلاوهء رنجى كه بود .
( 2 ) دستفرساى : دستفرسوده ، تباه شده .
( 3 ) - ص 569 .
( 4 ) تنويه : بلند نام گردانيدن ( منتهى الارب ) ، بزرگداشتن كسى راى و ستودن او را ( دهخدا ) ، كلانى و بزرگى و بلندى و مرتبه ( نفيسى ) .