شعر
ز ابتداى دور عالم تا به وقت پادشاه * از بزرگان عفو بودست او فرودستان گناه
هيچ لطيفه از خصايص پادشاهان در مقابلهء عفو نيايد و هيچ خصلت از خصايص ملوك ، فضيلت بخشيدن گناه ندارد كه « لم يزل و لا يزال » « 1 » با كمال عزت و جلال بر جرائم و اوزار « 2 » بندگان گناهكار پردهء ستر فروگذارد و در عذاب و عقاب ايشان اهمال و امهال را مجال دهد تا ايشان بر قبايح افعال و معايب اعمال خويش واقف شوند و هنگام آنكه از در توبت و انابت درآيند و به قدم استغفار و اعتذار ( 1 ) بايستند ، توبه قبول كند و جرايد آثام « 3 » ايشان را به نظر عفو و مغفرت ملاحظه فرمايد و منشور [ الايه ]
« مَنْ عَمِلَ مِنْكُمْ سُوءاً بِجَهالَةٍ ثُمَّ تابَ مِنْ بَعْدِهِ وَ أَصْلَحَ
* » « 4 » به توقيع
« عَفَا اللَّهُ عَمَّا سَلَفَ
* *
» « 5 » موشح در قبضهء مراد ايشان نهد تا حقيقت اين معنى كه گفتهاند :
شعر
اذا ما اتت من صاحب لك زلة * فكن انت محتالا لزلته ( 2 ) عذرا « 6 »
روشن و هويدا گردد . اكنون اگر شاه اجازت فرمايد او را با تيغ و كفن به درگاه حاضر گردانم .
حضرت سلطنت شعارى - خلد اللّه [ تعالى ] ملكه و سلطانه - شفاعت فرزند دلبند طول اللّه عمره قبول فرموده ملتمس او را به اجابت مقرون گردانيده از مصحف
هامش
( 1 ) . ت : اعتذار و استغفار .
( 2 ) . م و ل : لوليه .
( * ) قسمتى از آيه 54 سوره 6
( * * ) قسمتى از آيه 95 سوره 6
( 1 ) هميشه بوده و هست .
( 2 ) اوزار : ج وزر ، بزه ، بار گناه ( نفيسى ) .
( 3 ) آثام : ج اثم ، بزهها ، گناهان ( دهخدا ) .
( 4 ) هركس از شما از روى نادانى ، كار بدى كند و پس از آن توبه آرد و به صلاح آيد .
( 5 ) - ص 389 .
( 6 ) - ص 505 .