پرش به محتوای اصلی

حياة الإمام الحسن بن على ( ع ) ( زندگانى حسن بن على ع ) ( فارسي ) — صفحه 257

پدیدآورندگان:

ص۲۵۷
فرمود : ( 1 ) عايشه برگرد ، به خدا قسم هر كس از خاندانم يا از مردمان ديگر على را دشمن بدارد ، از ايمان خارج شده است . و من به همين جهت ، پشيمان و خشمگين بازگشتم . - بله به ياد مىآورم . - بازهم بيادت بياورم ؟ - بله . - ام سلمه جريان جانشينى على ( ع ) را از زمان پيامبر برايش گفت : - آن را هم به ياد دارم . - پس چرا بر ضد امام خروج مىكنى ؟ - براى اصلاح كار مردم قيام كرده‌ام و اميدوارم خداوند به من پاداش خير دهد . - خودت ميدانى ، ولى فكر كن . « عايشه » كمى فكر كرد و استوارى و حقيقت خواهى را در گفتار « ام سلمه » دريافت و بلافاصله دستور داد بين مردم ندا كنند ، ام المؤمنين در مكه ميماند ، شما هم حركت نكنيد . « طلحه » و « زبير » از اين خبر وحشتناك ، مضطرب شدند و مخفيانه به پيش « عايشه » رفتند و علت را پرسيدند . « عايشه » گفتار « ام سلمه » را بر آنها بيان كرد ، ولى آن دو نفر اين قدر بالتماس افتادند و مجامله كردند ، تا « عايشه » را از عقيده‌اش برگردانيدند و دوباره « عايشه » آمادهء حركت شد « 12 » . « عايشه » بر شترى كه نامش عسكر بود سوار شد و پيشاپيش انبوه
پاورقی
( 12 ) - شرح نهج البلاغهء ابن ابى الحديد ، فائق زمخشرى .