تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زبدة التواريخ ( فارسى ) — صفحة 1022

مساهمون:

ص١٠٢٢
در سه‌شنبه عاشر ماه مذكور فتح قلعهء فيروزكوه به فيروزى ميسّر گشت . چنين حصنى حصين كه با سدّ سكندرى دعوى برابرى بل تصلّف برترى مىكرد خسرو پيروز جنگ به يك روز مسخّر گردانيد و جماعت مازندرانيان را با نفايس و ذخايرى كه داشتند از قلعه بيرون آورد « [ 1 ] » و كوتوالى آن « [ 2 ] » قلعه به امير زنگى تونى مقرّر گردانيد ، و السّلم « [ 3 ] » .

ذكر توجّه حضرت صاحب قرانى به‌جانب چلاو

چون از مهمّ قلعه فراغ كلّى روى نمود رايات نصرت شعار حضرت صاحب قرانى به فال ميمون و اختر همايون سائق عصمت بر ساقه ، قائد نصرت در مقدّمه ، رايد يمن بر يمين ، حادى يسر بر يسار و هادى ظفر در قلب ، طاير نجاح بر جناح ، عنان عزيمت بر صوب چلاو معطوف گردانيد . چون برق خاطف با طوايف بندگان متوجّه آن ثغور شد و طول و عرض مسافت ما بين كوههايى سر به عيّوق كشيده و دژهاى از تحت الثرى نشان داده : شعر « [ 4 ] »
كسى « [ 5 ] » نديده فرازش مگر به چشم ضمير * كسى « [ 6 ] » نرفته نشيبش مگر به‌پاى گمان
در چندروز معدود طى كرد ، عساكر منصوره بر بالاى كوه چلاو فرود آمدند . شعر « [ 7 ] »
چون سكندر ديد آن حال تباه * روز روشن پيش چشمش شد سياه
با آن لشكر مقام مقاومت نداشت . به ضرورت دست عجز در دامن فرار زد و از مهابت شمشير آبدار آتش‌پاى گشت و باد كردار با فوجى بىعاقبت بساط خاك پيمودن گرفت آيه
« كَأَنَّهُمْ حُمُرٌ مُسْتَنْفِرَةٌ فَرَّتْ مِنْ قَسْوَرَةٍ
« [ * ] » » « 1 » صفت و صورت حال « [ 8 ] » او گشت . از غايت بدبختى و كمال شقاوت روى به جهنّم‌درّه نهاد :
هامش
( [ 1 ] ) - ت : آوردند . ( [ 2 ] ) - م و ل : ندارد . ( [ 3 ] ) - ت : ندارد . ( [ 4 ] ) - ت : بيت . ( [ 5 ] ) - ت : كس . ( [ 6 ] ) - ت : كس . ( [ 7 ] ) - ت : بيت . ( [ 8 ] ) - ت : حالا . ( [ * ] ) آيات 49 و 50 ، سوره 74 . ( 1 ) - - - ) زبده ، بخش دوم ، ج / 1 ، ص 213 .