Skip to main content

زبدة التواريخ ( فارسى ) — Page 1004

Contributors:

P.1004
در دوازدهم ربيع الاوّل سنهء ستّ و ثمانمايه امراى دولتيار از ايلغار مظفّر و كامكار بازگشتند . در آن ولا حضرت صاحب قرانى عزيمت شكار فرمود و از خون حيوانات برّى ، برّ را بحر گردانيده « [ 1 ] » و در فصل خزان از خون جانوران شكارى صحراها چون بساتين در فصل بهار گلگون شد و روزى چند در نظر شكار و طرب كامرانى گذرانيد . چون از شكار فرود آمد باز عازم جانب گرگين شد و امراى گرج كه هيبت و شوكت لشكر منصور مشاهده كرده بودند « [ 2 ] » و ديگر صادر و واردى كه از اردوى همايون پيش او رسيده بود گرگين را خبر دادند كه گر كين حضرت صاحب قرانى در حركت آيد هزار گرگين را گرگان پاسى او به چنگال انتقام ناچيز گردانند و اگر يك [ 233 - آ ] دو منزل ديگر مقدّمهء اين لشكر كه
« فَلَنَأْتِيَنَّهُمْ بِجُنُودٍ لا قِبَلَ لَهُمْ بِها
« [ * ] » » « 1 » صفت ايشان است به نواحى ابخاز رسند از بوم و دمن ارمنستان و ارمن اثر نخواهد ماند . گرگين را اين سخن مقبول نمود و در مقام مسكنت و بيچارگى درآمده ايلچيان فرستاد و به زبان تضرّع و ابتهال خواهش كرد و امرا را شفيع ساخته از مكارم اخلاق آن حضرت طلب عفو و مرحمت كرد ، به‌شرط آنكه بعد از ارسال تحف و هدايا و اهداى ظرف و نفايسى كه فراخور اين حضرت باشد ملتزم اداى جزيه و خراج گردد و متوجّهات گذشته و آينده به خزانهء عامره جواب گويد و اقامت نواميس شرعى را هرسال از سر دل « [ 3 ] » و هوان وظيفه كه مقرّر گردد به ديوان خاصّ رساند . امرا بر تضرّع او رحم كرده دست مساعدت در معاضدت او به هم دادند و زانو زده در حضرت اعلى عرضه داشتند كه شك نيست كه نظر بندگى حضرت اعلى بر اعلاى معالم دين و احياى مراسم شرع سيّد المرسلين - عليه افضل الصّلوات - مصروف و معطوف است و الحمد للّه ناموس دين قائم شده بدين تضرّع در مقام طواعيت و انقياد درمىآيد و به قبول جزيه منّت مىپذيرد اگر راى اعلى صواب بيند همانا از وفق مصلحت ملك و ملّت و طبق « [ 4 ] » امور دين و دولت دور نيفتد و نيز اين طايفه همان طايفه‌اند « [ 5 ] » كه منتهاى انقياد و فرمانبردارى ايشان عظماى سلاطين و قهارمهء خواقين مقدّم را آن بوده كه هرسال بر سبيل بيلاك و هديه به اندك
Footnote
( [ 1 ] ) - ت : گردانيدند . ( [ 2 ] ) - م : كردند . ( [ 3 ] ) - ت : سر ذى . ( [ 4 ] ) - ت : ضبط . ( [ 5 ] ) - ت : اينها طائفه‌ئى هستند . ( [ * ] ) قسمتى از آيه 37 ، سوره 27 . ( 1 ) سپاهى بر سرشان مىكشيم كه هرگز طاقت آن را نداشته باشند .
زبدة التواريخ ( فارسى ) — Page 1004 | سيد كمال حاج سيد جوادى / عبدالله ابن لطف الله ( حافظ ابرو )