احوال و قضاياى سنهء خمس و ثمانمايه « [ 2 ] » « 1 »
ذكر حوادث و وقايع حضرت صاحب قرانى « [ 1 ] » با حاكم ماردين و بخشيدن گناه او
جنگ ايلدرم بايزيد با حضرت صاحب قرانى و فتح بندگى حضرت در اواخر شهور سنهء اربع و ثمانمايه بود . بعد از آن چون افتتاح سال سنهء خمس و ثمانمايه شد عساكر منصور در بلاد روم متفرّق شدند .
در اين ايّام كه حضرت قرانى به باشليغ توجّه فرمود و از آنجا به شهر تيره « [ 3 ] » درآمد و آن هر دو موضع از مشاهير بلاد روم است روزى چند صحارى و اراضى آن مواضع محلّ خيام دولت و اقبال و مضرب بارگاه سعادت و جلال شد .
سلطان ماردين ملك عيسى كه ذكر او از پيش رفته بهوقت مراجعت رايات همايون از شامات « [ 4 ] » بهجهت سوء افعال خويش خوف و هراس به خود راه داده و بدان واسطه شهر ماردين در معرض هلاك و دمار افتاد از كردهء خويش پشيمان شد و دانست كه درد نكبت او را جز طبيب لطف آن حضرت دوا نمىداند مخايل وهم و خوف از خود دور كرده و به وسايل عقل و خرد تمسّك نموده روى به درگاه عالمپناه نهاد و پناه به جناب حضرت سلطان السّلاطين امير و اميرزاده جهان و جهانيان شاهرخ بهادر - خلّد اللّه تعالى ملكه و سلطانه - برده آن حضرت را پيش امير صاحبقران شفيع ساخت .
حضرت سلطنت شعارى از آنجا كه مكارم اخلاق خسروانه اوست دست ردّ بر روى ملتمس او ننهاد و به پايمردى كرم شفيع حال او گشته او را به حضرت صاحب قرانى رسانيد و چون به درگاه عالى رسيد سر برهنه كرده بر شيوهء گناهكاران به حضرت آمد .
هامش
( [ 1 ] ) - م : ندارد .
( [ 2 ] ) - ت : ذكر حوادث و وقايع سنه خمس و ثمانمايه حكايت آمدن سلطان ماردين به حضرت صاحب قرانى و بخشيدن گناه وى .
( [ 3 ] ) - ل : هيره .
( [ 4 ] ) - ت : شام .
( 1 ) سال 805 ه . ق .