بعد از آن غارب مىشد و بعد از چندروز ديگر بهوقت صبح در مشرق ظاهر مىشد .
مولانا مشار اليه « [ 1 ] » نقلى از كتاب محيى مغربى « 1 » در پيش حضرت صاحب قرانى معروض گردانيد كه هرگاه ذوذؤابة در برج حمل ظاهر شود دليل است بر آن معنى كه لشكرى از جانب مشرق بر بلاد روم مستولى شوند و والى روم به دست ايشان گرفتار گردد .
حضرت صاحب قرانى آن « [ 2 ] » كتاب را طلب فرمود و احتياط نمود و از كتابت « [ 3 ] » آن « [ 4 ] » قريب صد سال بيشتر نيز گذشته بود بدان سخن بسيار متسلّى گشت و عزيمت يورش روم جزم فرمود . بعد از آنكه با ايلدرم حرب كردند و او گرفتار شد حضرت صاحب قرانى روزى در ميان محاوره كه با او مىكرد فرمود كه اين واقعه تأثير آسمانى و تقدير يزدانى بود و مرا منجّمى هست كه چنين و چنين حكم كرده بود . ايلدرم بايزيد به وقتى كه از مجلس برخاست از حضرت صاحب قرانى التماس فرمود « [ 5 ] » كه آن منجّم را ساعتى پيش من فرستيد و حضرت صاحب قرانى مولانا مشار اليه را فرمود كه پيش ايلدرم رو و آنچه از تو پرسد جواب او بگوى .
[ اين كمينه كه مؤلّف اين مجموع است همراه مولانا مشار اليه « [ 6 ] » پيش ايلدرم بايزيد رفتيم و ما سخن تركى نيكوفهم نمىكرديم و او پارسى ، امّا ترجمانى در ميان بود از صورت اين واقعه سؤال كرد و مولانا جواب گفت كه بلى در فلان كتاب چنين نبشته است و بعد از آن چند سؤال ديگر كرد و هريك را جوابى شنود . بعد از آن به طريقهء التماس مىگويد گاهگاه ساعتى پيش من آئيد و احوال من مىبينيد و مرا با اين طايفه انسى تمام است ساعتى كه با ايشان مكالمه مىكنم خوشخاطر مىشوم ] .
فى الجمله ، به سر سخن رويم :
چون حضرت صاحب قرانى عزيمت توجّه به بلاد روم جزم كرد از قراباغ ارّان
هامش
( [ 1 ] ) - ت : شهاب الدّين عبد اللّه .
( [ 2 ] ) - ت : اين .
( [ 3 ] ) - ت : كتاب .
( [ 4 ] ) - ت : اين .
( [ 5 ] ) - ت : نمود .
( [ 6 ] ) - م : ندارد .
( 1 ) محيى الدّين مغربى ( وف 682 ه . ق . ) : يحيى بن محمّد بن ابى الشكر رياضيدان و منجّم از اهالى اندلس .
فقه را در مذهب مالكى در وطن خود آموخت و در علم هندسه و نجوم و رصد استاد شد بعد به دمشق و از آنجا به مراغه رفت و از دستياران خواجه نصير الدّين طوسى شد پس از مرگ خواجه نصير الدّين به بغداد رفت و بعد باز به مراغه بازگشت و در آنجا مقيم شد . از آثار وى در رياضى : زيج محيى الدين ، خلاصة المجسطى ، تحرير اصول اقليدس ، شرح كتاب ابلونيوس فى المخروطات ، قربانى ، ابو القاسم ، زندگينامهء رياضيدانان دورهء اسلامى ، مركز نشر دانشگاهى ، 1365 ، ص 460 - 462 .