او به درياى گيلان و مازندران مىريزد و آن نهر را نهر برلاس نام فرمود تا نام آن دودمان بزرگوار به وساطت چنين خيرى بر روى روزگار باقى ماند و الحالة هذه ، ولايت ارّان بدان جوى معمور گشته و بر آن آب آسياها و ديهها و باغات و عمارات معتبر « [ 1 ] » ساختهاند .
شعر « [ 2 ] »
خدا را بر آن بنده بخشايش است * كه خلق از وجودش در آسايش است
ذكر لشكر فرستادن بهجانب بغداد و اسباب « [ 3 ] » آن
سلطان احمد بغداد چنانچه پيشتر ذكر آن گذشت كه به روم رفته بود و التجابه امير ايلدرم بايزيد كرده و بعد از آنكه حضرت صاحب قرانى « [ 4 ] » در ممالك شام بودند با ايلدرم بايزيد به محاصرهء ارزنجان آمدند و بعد از آن به بغداد آمده باز كه خبر حضرت صاحب قرانى شنيد كه از ممالك شام مراجعت نمودهاند بغداد بازگذاشت و فرج نوكر او در بغداد بود كه حضرت صاحب قرانى لشكر بدانجا كشيد و بدان سبب كه ايشان بر مخالفت اصرار نمودند آنهمه خرابى واقع شد و صفت
« جَعَلْنا عالِيَها سافِلَها
« [ * ] » » « 1 » گرفت و زير و زبر گشت .
در اين ايّام خبر رسيد كه سلطان احمد بار ديگر متوجّه بغداد گشته و بقيّه كه در اطراف ماندهاند جمع مىشوند . امير صاحبقران در مقام غضب و غيرت عساكر خونريز را امر فرمود ، از آن جمله اميرزاده ابا بكر بهادر و امير جهانشاه بهادر و امير سليمانشاه بهادر و اميرزاده برندق و ديگر امرا تا بر سبيل ايلغار بدان طرف روند و بسيارى از لشكر منصور از امرا و سرداران با ايشان نامزد گردانيد « [ 5 ] » و وصيّت فرمود كه اوّل از كردستان گيرند چه دزدان و مفسدان اكراد در وقت مراجعت لشكر منصور از شامات « [ 6 ] » و توجّه به جانب بغداد بد فرصتيها كرده [ 219 - ب ] بودند و هرچه ممكن بود از قتل و نهب به
هامش
( [ 1 ] ) - ت : ندارد .
( [ 2 ] ) - م و ت : ندارد .
( [ 3 ] ) - ت : سبب .
( [ 4 ] ) - ت : ندارد .
( [ 5 ] ) - ت : گردانيدند .
( [ 6 ] ) - ت : شام .
( [ * ] ) قسمتى از آيه 82 ، سوره 11 .
( 1 ) - - - ) ص 953 .