تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زبدة التواريخ ( فارسى ) — صفحة 910

مساهمون:

ص٩١٠
در پيش آمدن انديشه دارند « [ 1 ] » و بر قوّت و شوكت خود اعتماد زيادت « [ 2 ] » كرده از شهر بيرون آمده بر ظاهر دروازه نزول كردند « [ 3 ] » . مصراع
به هامون كشيدند پرده‌سراى
و خيام و خرگاهان و سايه‌بانها برافراشتند و ندانستند كه : بيت
چو قطره بر ژرف دريا برى * به بىدانشى ماند اين داورى
در آن روز اميرزاده سلطان حسين بهادر با نوكرى چند خاصّه به قراول شاهيان رسيد و با وجود آنكه ايشان بغايت بسيار بودند بهادرى نموده بر ايشان تاخت و دادمردى داده سه كس از ايشان دستگير گردانيد « [ 4 ] » و دست‌بسته بيرون آورد و باقى شاميان چون آن ضرب دست ديدند به هزيمت رفتند و هم در اين روز اميرزاده ابا بكر بهادر با مقدار شصت سوار پيش رفته لشكرى بىعدد در برابر ايشان درآمدند و جنگى سخت پيوستند و عاقبت از طرفين هر « [ 5 ] » يك به‌جاى خود بازگشتند . روز ديگر باز مردان كارزار در برابر دشمن ايستادند و دادمردى و مردانگى بدادند . روز سيم : بيت
صبح صادق چو در جهان بدميد * گل صد برگ آسمان بدميد
حضرت صاحب قرانى لشكر منصور آراسته جوانقار و بوانقار را بر وجهى هرچه خوب‌تر مرتّب ساخت و امراى بزرگ و نامداران لشكر را هريك در مقام خود باز داشت و به نفس مبارك خود را در كوكبه نصر و ظفر در قول لشكر درآمد .
بفرمود تا پيش قلب سپاه * به فيلان جنگى ببستند راه
پياده پس پيل كرده به پاى * ابانه « 1 » كزى نيزهء سركژى « [ 6 ] »
سپرهاى گيلى به پيش اندرون * همى از جگرشان بسازند خون [ 209 - ب ]
هامش
( [ 1 ] ) - ت : و قوّت و شوكت چنان نيست كه زود زود در توانند آمد بدين سبب دليرتر شدند و آن عزيمت كه اندك به صواب نزديك بود ترك كردند و . ( [ 2 ] ) - م و ل : ندارد . ( [ 3 ] ) - ت : فرود آمدند . ( [ 4 ] ) - ت : كردند . ( [ 5 ] ) - ت : به قائم ريختند و هر . ( [ 6 ] ) - ت : زمانه رسد نيزهء سرگراى . ( 1 ) ابانه : پيدا و آشكار ( دهخدا ) .