بخش سوم . سال وفات و محل دفن حافظ ابرو .
بخش چهارم . زبدة التواريخ و نسخههاى خطى آن .
بخش پنجم . ديدگاههاى حافظ ابرو ، شامل ديدگاه وى دربارهء تاريخ و فوايد دانستن آن ، دربارهء شاه ، ظلم و غلو در كتابت زبدة التواريخ .
بخش ششم . نگاهى به مطالب گوناگون زبدة التواريخ ، شامل آيين جهاندارى ، قتل و غارت و كشتار ، گرفتن اسير ، جنگ و آداب آن ، صفات پسنديدهء شاهرخ ، ديندارى شاهرخ ، حضور علما و دانشمندان و همكارى آنان با حكومت ، ارتباطات بين المللى در عصر شاهرخ ، آيين جشن و سرور در آن عصر ، آيين عزادارى در آن عصر ، آيين شكار شاهرخ ، اوضاع اقتصادى مردم ، چگونگى شكنجه و قتل مخالفان . . .
بخش هفتم . ويژگى ادبى نثر زبدة التواريخ .
بخش هشتم . روش تصحيح كتاب .
بخش نهم . تشكر و قدردانى .
بخش اوّل : مورخان نيمهء اوّل قرن نهم هجرى
1 . مولانا نظام الدين شامى
از مردم شنب غازان تبريز بوده است . « 1 » در سال 804 هجرى تيمور او را مأمور مىكند تا تاريخ سلطنت خود و وقايع آن روزگار را بنويسد « 2 » و او ظفرنامه « 3 » را
هامش
( 1 ) . ادوارد براون ، از سعدى تا جامى ، ترجمهء على اصغر حكمت ، حاشيهء ص 493 .
( 2 ) . نظام الدين شامى خود در سبب تحرير كتاب ظفرنامه چنين مىگويد : « در سنهء اربع و ثمانمائه ( 804 ه ) بندگى حضرت امير صاحب قران خلد الله ملكه على مر الزمان ، به احضار بندهء كمينه نظام شامى مثال داد ، و چون به شرف بساط بوس مفتخر گشتم ، بعد از تقديم مراسم نوازش . . . اشارت عالى نفاذ يافت تا تاريخى كه جهت آن حضرت و صادرات افعال ايشان از مبدأ ظهور اين دولت ابد پيوند الى يومنا نوشتهاند و ترتيب آن - كما ينبغى - به تقديم نرسيدهاند ، اين بنده به تنقيح و ترتيب و تنسيق و تبويب آن مشغول گردد » ( ظفرنامه ، ص 10 و 11 ) .
( 3 ) . ظفرنامه ، به تصحيح فلكس تاور ، در بيروت چاپ و به سال 1937 ميلادى توسط انتشارات مؤسسهء شرقيهء چكوسلواكى در پراگ منتشر شده است . همين كتاب به سال 1363 در تهران از روى نسخهء تاور با مقدمهء پناهى سمنانى چاپ شده است .