تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رياض الفردوس خانى ( فارسى ) — صفحة 439

مساهمون:

ص٤٣٩
و سواى اين هر شب جمعه قريب ده و دوازده تومان به يكى از ملازمان متديّن داده مىشد كه به فقرا و ايتام داده شود ، و مبلغ سيصد تومان مقرّرى به ميرزا يحيى وكيل سركار عالى همه ساله داده مىشد كه يك دينار و يك من بار از احدى توقع ننمايد . و رسما بالمسانهة مقرر فرمودند كه چهار صد تومان تحويل عطارخانه داده شود كه [ به ] مرضى و سقما از قرار نسخهء حذاقت پناه ميرزا محمد طبيب سركار عالى ادويه و اشربه و معاجين و تراكيب تسليم نمايند . و همچنين بكاولان سركار عالى به طبخ مزّوره و اغذيه مأمور گرديدند . چون درين عصر امثال امور مزبوره متروك بلكه بد نما است يمكن كه مطالعان و متأمّلان اين مختصر ضابطهء اين مراتب را حمل بر اغراقات منشيانه نمايند . لكن در اين ابواب مردم آگاه واقف و مطلع‌اند و ثبت دفاتر ، صحت سخن را شاهد واقعى است . « لا يوصف الفلك بالارتفاع و لا الشمس بالشعاع . » و در حوالى نوروز فيروز ئيلان ئيل شاه صاحبقران علم مرحوم اللّه ويردى خان قوللرآقاسى را با خلاع همايون و رقم مبارك مشحون به قيد امير الامرايى فرستادند . و هم درين سال مرحوم گدا على خان حاكم دورق بارخانه و واحشى « 1 » خان حاكم شوشتر و دزفول يادبود فرستادند ، و مرحمت پناه گداعلى خان به رحمت ايزدى پيوست . نواب عالى حكومت دورق را به اسم مرحوم ايمانى خان يوزباشى غلامان كه جهت وصول ماليات ديوانى در دهدشت بود استدعا كردند و رقم مبارك صادر شد . و هم در آن اوقات [ 182 ب ] بر طبق عرض رعاياى دزفول حسب الحكم جهان مطاع مقرّر شد كه واحشى خان به ديوان عالى آيد و هجوم عام از مردم دزفول و شوشتر وقوع يافت ، و مدّتى يكى از يوزباشيان سركار عالى با مستوفى خاصّه به شوشتر رفته و به نوشتن دعاوى مشغول بودند تا واحشى خان در بهبهان حاضر شد
هامش
( 1 ) . كذا ( چهار بار ) .
رياض الفردوس خانى ( فارسى ) — صفحة 439 | محمد ميرك بن مسعود حسينى منشى / ايرج افشار و فرشته صرافان