لم يدك ( ؟ ) ما اسمه و ما يراد به « 1 » . چون ابليس و فريشتگان چنان بديدند گفتند :
ما با اين شخص آن كنيم كه فرمان خداى تعالى باشد . ابليس گفت : اگر از من ضعيفتر بود هلاكش كنم و اگر قوىتر بود او را طاعت ندارم . چون جان آدم به سرى وى « 2 » درآمد عطسه داد و حمد گفت و جواب رحمت شنيد . چون به سينه رسيد خواست كه برخيزد بيفتاد ، خلق الانسان عجولا « 3 » . پس هفت روز به مكه بود تا تختى آراسته و جامههاى خوب از بهشت بياوردند و فريشتگان [ 3 - پ ] صف بركشيدند . آدم بر تخت نشست و تخت بر آن موضع بود كه كعبه است . فرمان « اسجدوا » در رسيد . ابليس تمرد نمود . فريشتگان سجده كردند . پس فرمان آمد كه او را به بهشت اندر آريد . آدم را درآوردند . پانصد سال آنجا بود يعنى نيم روز آن جهانى ، و گويند تا به بهشت رفتنش بر زمين يك هزار و دويست و چهل سال « 4 » بود . و اختلاف كردهاند كه حوا به دنيا آفريده شد يا به بهشت ، و اصح آن است كه به دنيا ، قوله تعالى :
« اسْكُنْ أَنْتَ وَ زَوْجُكَ الْجَنَّةَ »
« 5 » ، و ميان خواب و بيدارى بود . چون ابليس ملعون شد و آدم به بهشت درآمد ، فرمان « لا تقربا » « 6 » شد . ابليس راه جست و در دهان مار آمد . قوله تعالى :
« وَ قاسَمَهُما إِنِّي لَكُما لَمِنَ النَّاصِحِينَ »
« 7 » سوگند خورد كه هر كه از اين درخت بخورد در بهشت جاودانه بماند . ايشان بخوردند حلهها از ايشان بپريدند « 8 » .
خطاب آمد :
« أَ لَمْ أَنْهَكُما عَنْ تِلْكُمَا الشَّجَرَةِ ؟ »
« 9 » پس فرمان رسيد كه بيرون آييد . بيرون آمدند و با ايشان دو برگ انجير بود كه عورتپوش ايشان بود و يك شاخ مورد كه خلال دندان آدم بود و يك نگين كه به سليمان رسيد و گوهرى كه آن حجر اسود شد . اثر نگين ملك سليمان شد و اثر برگها عسل و
هامش
( 1 ) - يعنى نمىدانست ( ؟ ) نامش چيست و از آفرينش وى چه قصدى است .
( 2 ) - به سر وى ، ياء حرف اضافه است .
( 3 ) - يعنى انسان عجول آفريده شده است ( قرآن ، مأخوذ از سورهء 17 « اسراء » آيهء 11 ) .
( 4 ) - با : يك هزار و دويست سال .
( 5 ) - يعنى تو و همسرت در بهشت بياراميد ( قرآن ، سورهء 2 « بقره » آيهء 35 ) .
( 6 ) - يعنى به درخت معهود نزديك مشويد .
( 7 ) - يعنى شيطان بدانان سوگند خورد كه من براى شما خير خواهم . ( قرآن ، سورهء 7 « اعراف » آيهء 21 ) .
( 8 ) - با : پريد .
( 9 ) - يعنى آيا من شما را از آن درخت باز نداشتم ؟ ( قرآن ، سورهء 7 « اعراف آيهء 22 ) .