كرسطسوس ،
خود را به خواب به قيصر نمود ، تا لشكر كشيد و اعداى او را قهر كردند ، و در آن زمان لشكر اسلام بر روم مستولى شد .
استوليوس ،
از رومه بود . سه سال و هفت ماه و هژده روز بابى كرد .
بسكانش ( ؟ )
از رومه بود . هفت سال و دو ماه بابى كرد .
اوجينوس ،
از رومه بود . سه سال و دو ماه بابى كرد .
فلنطينوس ،
از رومه بود . چهل روز بابى كرد .
كريكوس ،
از رومه بود . يازده سال بابى كرد . چون ميان اهل رومه جدل و تعصب بود به مدد سلطان مصر بخواند تا رومه را بگرفت و كليسياى بزرگ را پايگاه ساخت . بعد از آن ريدافرنس و رى لنبرديه بيامدند و ايشان را هزيمت كردند « 1 » .
كريكوس « 2 » ،
از رومه بود . سه سال بابى كرد .
ليو ،
از رومه بود . هشت سال و سه ماه و هشت روز بابى كرد و در عهد او رى انگلهتر تواضعها نمود و به هر يك سر يك درم نبات داد .
بنطلطوس ،
از رومه بود . دو سال و شش ماه بابى كرد .
باولوس ،
[ 130 - ر ] از رومه بود . چهار سال بابى كرد .
نيكولاوس ،
از رومه بود . نه سال و دو ماه و بيست روز بابى كرد و به عهد او در شهر كلونيه و با افتاد و همهء مردم در كليسياى بزرگ رفتند و برق مانند اژدها بر كليسيا افتاد تا بيشتر مردم هلاك شدند .
آدريانوس
از رومه بود . پنج سال بابى كرد .
اوحنس ،
از رومه بود . دو سال و ده ماه بابى كرد و در عهد او به استنبول هشتم جمعيت ترسايان شد و سيصد و هشتاد و سه مرد ترساى پارسا جمعشدند و با خصمان مباحثه كردند .
وطينوس ،
از رومه بود . يك سال و پنج ماه بابى كرد .
اطريانوس ،
از رومه بود . يك سال و چهار ماه بابى كرد .
هامش
( 1 ) - از صفحهء 297 تا اينجا از نسخهء « با » افتاده است .
( 2 ) - ظ . كريكوس دوم .