تا ميان برادران وحشت و نزاع پيدا نيايد ، و « 1 » [ آنچه از نصايح پدرانه و مواعظ مشفقانه او را بخاطر رسيد بيان كرده ، غياث الدين پيرعلى را به ترك معاصى ، و اجتناب از محرمات و مناهى و امر بمعروف و نهى از منكر مبالغهء بليغ نموده ] ، گفت : اگر ثبات دولت و دوام مكنت « 2 » ، [ و رفعتشان ، و علو مكان ] ميخواهى شرط آنست كه از منكرات و مناهى پرهيز نمائى ، كه بتجربه معلوم شده ، كه از قبيلهء ما هركس كه التزام معاصى و فجور نمود - كه إله با عبد إله عهدى دارد كه حاكم فاسق و ظالم در هرات نگذارد - روز استقلال او زود بزوال رسيده كوكب اقبال او بحضيض و بال انتقال يافته .
القصه :
ازين گونه نفسى « 3 » چند برشمرد و بمرد ، و قبر او در « 4 » ( يكجهت ) مسجد جامع هرات ، در گنبد شمالى ، پهلوى مرقد سلطان مرحوم ، غياث الدين محمد سام « 5 » ، ( و والد ما حد او ملك غياث الدين محمد كرت ) است .
و تاريخ وفاتش ازين قطعه مفهوم ميگردد ،
قطعه :
وفات خسرو عادل ملك معز الدين * حسين بود دريغ آنچنان شهى هيهات
صباح شنبه پنجم ز ماه ذى القعده * بسال هفتصد و هفتاد و يك به شهر هرات
و اين رباعى نيز در تاريخ ملك مشار اليه « 6 » گفتهاند ،
هامش
( 1 ) - عبارت : [ آنچه از نصايح پدرانه و مواعظ . . . مبالغه بليغ نموده ] از زيادات نسخه مج مىباشد .
( 2 ) - مج : و رفعتشأن و علومكان . مك : اين جمله را ندارد .
( 3 ) - مج : نفس . مك : نفسى .
( 4 ) - مك : يكجهت . مج : اين كلمه را ندارد .
( 5 ) - مك : ( و والد ما جد او ملك غياث الدين محمد كرت ) . مج : اين عبارت را ندارد .
( 6 ) - مج : مشار اليه . مك : اين جمله را ندارد .