چمن سيم از روضهء هشتم در توجه ملك معز الدين حسين به خدمت امير غرغن
بعد از معاودت امير غرغن كوكب سعادت ملك « 1 » [ معز الدين حسين ] از طريق استقامت رجعت نموده ، و آثار ادبار از مجارى احوال ، « 2 » و مجالى اقبال او پديدار « 3 » گشت ، غوريان مسلط و مستولى شده خواستند كه او را خلع كنند ، و برادرش ملك باقر را بجاى او بنشانند ، چنانچه روزى ملك سوار شده به طرفى سير ميكرد ، از اوضاع و اطوار غوريان تفرس نمود كه قصد او دارند ، « 4 » درين محل جمعى مغولان از بادغيس اسبى چند آورده بودند و « 5 » بسودا مشغول گشته ، ملك بالهام دولت تدبيرى انديشيده بغوريان گفت اين مغولانرا غارت كنيد .
[ لمؤلفه ] « 6 » :
ز تركان گرچه مىآيد بسى زور * نگه دارد خدا از غارت غور
غوريان چون بتالان مشغول شدند ، ملك كوچه غلط داده بحصار امان كوه رفت ، و غوريان ملك باقر را بتخت نشاندند ، ملك معز الدين حسين از قلعهء امان كوه بيرون آمده بموجب وعدهء كه بامير غرغن كرده بود ، متوجه ماوراءالنهر گشت ، چون به آن حدود دررسيد ، امير باندك مردى در شكار بود ، و همراه ملك پنجاه سوار نامدار جرار بودند ، امير غرغن
هامش
( 1 ) - مج . پا : معز الدين حسين . مك : اين جمله را ندارد .
( 2 ) - پا : و مجالى اقبال . مج . مك : جاى اين جمله سفيد و نانويس است .
( 3 ) - مج : پديدار . مك . پا : پديد .
( 4 ) - مج : قصد او دارند يا نه درين . مك . پا : قصد او دارند درين .
( 5 ) - پا . مك : آورده بسودا . مج : آورده و بسودا .
( 6 ) - مج : لمؤلفه . مك . پا : اين كلمه را ندارد .