بيت :
ز اولاد تيمور خان صحن گيتى * نخواهد تهى گشت تا روز محشر
از آن اصل طاهر چنين فرع زايد * كه آيد ز پشت غضنفر غضنفر
بجز در نبينند از موضع در * بجز زر نيابند از معدن زر
شهنشاه اسلام شهرخ بهادر * كه از عدل او گشت گيتى منور
ز حشمت چو فوج نجومش عساكر * ز رفعت بر اوج سپهرش معسكر
جهان قطره و همتش بحر زاخر * فلك ذره و خاطرش شمس انور
به اولاد او باد عالم مزين * باحفاد او باد گيتى معطر
شهنشاه الغبيك و سلطان براهيم * كه هستند شايستهء تخت و افسر
يكى را نشاندست در تخت توران * دگر كرده از بهرش ايران مسخر
شده روشن از هردو چشم زمانه * يكى شمس ملك و دگر ماه كشور
جهان پادشه بايسنقر كه قدرش * برفعت ز اوج سپهرست برتر