از خمار مى چشم تو همه بادهكشان * ساغر چشم ترا پير مغان ميدانند
و نيز كتاب « نزهة الابدان » و « ساقىنامه » و « خسرونامه » و مثنوى « داستان هيرورانجها » « 1 » در 2060 بيت از آثار او است .
و غلام محمد خان پدر ولى محمد خان مذكور متخلص به « نگار » . و على محمد خان لغرى مصنف « انيس السالكين » كه در اشعار « على » تخلص ميكرده متوفى بسال 1250 ه . و إله دادخان لغرى متخلص به « صوفى » كه از پيروان فرقه نقشبنديه بوده ، و اشعار عارفانه از او باقى مانده ، و در 1300 ه وفات يافته است . ( مقالات الشعراء از ابراهيم خليل تتوى - ص 13 و ص 357 - 355 و ص 362 - 363 ) .
( 8 ) ص 466 و 510 س 4 و 3 الليل داج و الكباش تنطح ،
الليل داج و الكباش تنطح * نطاح اسد ما اراها تصطلح
اسد عرين فى اللقاء قد مرح * منها نيام و فريق منبطح
فمن نجا براسه فقد ربح
( ديوان على ع شرح ميبدى ص 235 ) .
هامش
( 1 ) - از داستانهاى بومى استان مكران است . چند تن از شعراء بلوچ آن را برشته نظم درآوردهاند مانند : احمد يار خان « يكتا » متوفى بسال 1137 ه . و ضياء الدين « ضياء » متوفى بسال 1215 ه .