بودن ديوان مذكور .
بارى اين مجموعه شعرى را در سال 890 ه حسين بن معين الدين الميبدى الترمذى به فارسى ترجمه و شرح كرده است .
( كشف الظنون ج ر 1 ص 802 ) .
ميبدى در شرح مذكور در ترجمه و شرح ابيات متن چنين نگاشته است .
« بيان آنكه عقل براى اقامت رسم عبوديت است نه براى ادراك سر الوهيت :
كيفية المرء ليس المرء يدركها * فكيف كيفية الجبار فى القدم
هو الذى انشأ الاشياء مبتدعا * فكيف يدركه مستحدث النسم
استحداث : نوآوردن . و نسمه بفتح آدمى ، و تخصيص قدم از صفات حقتعالى بذكر براى آنست كه انسان مظهر عكوس اشعه اكثر صفات است ، و هرصفة كه پرتو آن بر انسان افتاده ادراك آن ميتواند كرد ، و هرصفة كه او مظهر آن نيست مثل : وجود و قدم از ادراك آن عاجز است ميفرمايد :
چگونگى مرد نيست مرد كه دريابد آن را ،
پس چگونه باشد چگونگى جبار در قديم بودن ،
اوست آنكه آفريد چيزها را نو پديدآرنده ،
پس چگونه دريابد او را آدمى ،
شعر :
هرگز نرسد بكنه معبود كسى * چون فهم كند سر هما را مگسى
از روى مثل خداست درياى محيط * و آن را نكند احاطه هرخار و خسى »