« 1 » نيازآباد خواف ، و حصن ماثرناباد كه در سنهء مذكوره واقع شده سبق تحرير يافته .
و هم درين سال شاهزاده يسور كه دشمن غيور ملك « 2 » غياث الدين بود كشته شد ، و سبب آن بود كه چند نوبت ملك « 3 » مشار اليه بشاهزاده كپك كس بماوراء النهر فرستاد كه شاهزاده يسور كه بخراسان مىآيد خرابى بسيار مىكند و نزديك بده هزار كس از سادات و ايمه و اطفال و عورات و فقراء و عجزه « 4 » در مازندران بقتل آورده ، و با چهل هزار مرد « 5 » سفاك چهل روز محاصرهء هرات كرد ، و غلات مردم بسوخت ، و چندين « 6 » مردم فقير و ضعيف را از توابع هرات بكشت ، و حالا « 7 » خبر چنان مشهور است كه عزيمت ماوراء النهر دارد . اگر « 8 » به جهت دفع شر و رفع ضرر او سپاهى نمىفرستد « 9 »
هامش
( 1 ) - مج : نيازآباد و حصن ماثرناباد كه در سنه مذكوره واقع شده سبق تحرير يافته .
مك : نيازآباد خواف و ماثرناباد هم درين سال واقع .
پا : نيازآباد و خواف و حصن ماثرناباد هم درين سال واقع شد .
( 2 ) - مج . پا : غياث الدين . مك : ندارد .
( 3 ) - مج : نوبت ملك مشار اليه بشاهزاده . پا : نوبت مشار اليه بشاهزاده .
مك : نوبت ملك بشاهزاده .
( 4 ) - مج : عجزه در مازندران . مك : عجزهء مازندران .
پا : عجزه مازندران را .
( 5 ) - مج : چهل هزار مرد سفاك چهل . مك : چهل هزار مرد چهل روز .
پا : چهل هزار مرد سفاك خوانخوار چهل روز .
( 6 ) - مج . پا : و چندين مردم فقير و ضعيف را از توابع هرات بكشت .
مك : و چندين ضعيف را بكشت .
( 7 ) - مج : و حالا خبر چنان مشهور است .
مك : و حالا چنان مشهور است . پا : و حالا خبر چنانست .
( 8 ) - مج . پا : به جهت . مك : جهت .
( 9 ) - مج : فرستند باز در آن ولايات ازو فتنه و پريشانى عظيم متصور است .
مك : فرستد فتنه و پريشانى عظيم در آن ولايات از آن متصور است .
پا : فرستد در آن ولايت از آن فتنه و پريشانى عظيم متصور است .