و اسباب نبرد « 1 » [ دويست دست سلاح مرتب از جوشن و زره و شمشير و نيزهء زرين و مركب ] نزد او فرستاد ، « 2 » [ ملك چندان عواطف و نوازش مشاهده نمود ] ، گفت سرى دارم در قدم پادشاه خواهم باخت يا سر اعداى حضرت را پايمال « 3 » اذلال خواهم ساخت ، روز ديگر « 4 » چون ابقا خان با سپاه گران با بركه خان در برابر آمد هردو « 5 » سپاه صفها بركشيدند ، از تلون الوان سلاح « 6 » و تراكم گرد سپاه زمين چون دم طاوس و آسمان چون بال غراب مىنمود ، و ساقى آجال رجال « 7 » كاسات مالامال بر پردلان معارك جدال ، و دلاوران ميدان قتال مىپيمود ،
لا ادرى قائله « 8 » :
از غريو كوس گوش چرخ گردان گشت كر * وز شعاع تيغ روى مهر رخشان شد منير
وز نهيب و هيبت آن روز و ان لشكر فتاد * چرخ در خون و زمين در لرزه گيتى در زحير
هردو گروه چون دو كوه باشكوه حمله بر يكديگر آوردند ، چنانچه سيل خون از دربند بجيحون رسيد ، و اعلام « 9 » انتقام جنگآوران خونآشام سر بگردون كشيد ، ملك اسلام رعايت ننگ و نام ، و ايفاى حق تربيت ابقا خان را « 10 » ، [ هرلحظه شهابوار
هامش
( 1 ) - مج : دويست دست سلاح مرتب از جوشن و زره و شمشير و نيزهء زرين و مركب .
مك : اين عبارت را ندارد .
( 2 ) - عبارت : [ ملك چندان عواطف و نوازش مشاهده نمود ] از زيادات مج است .
( 3 ) - مك : پايمال خواهم . مج : پايمال اذلال خواهم .
( 4 ) - مج : ديگر چون ابقا خان . مك : ديگر ابقا خان .
( 5 ) - مج : هردو سپاه صفها . مك : هردو صفها .
( 6 ) - مج : سلاح و تراكم گرد سپاه زمين چون دم طاوس . مك : سلاح زمين دم طاوس .
( 7 ) - مج : رجال كاسات مالامال . مك : رجال مالامال .
( 8 ) - مج : [ لا ادرى قائله ] . مك : اين عبارت را ندارد .
( 9 ) - مج : و اعلام انتقام جنگآوران . مك : و اعلام جنگآوران .
( 10 ) - مج : [ هرلحظه شهابوار بر آن شياطين كارزار ميزد ] . مك : اين عبارت را ندارد .