و شجاعت او را اظهار فرمود ] .
« 1 » و نقلست كه چون به حضرت ايلخان رسيد ، هلاكو بر سبيل بازخواست فرمود كه چرا پيشواى نيمروز را بىحكم يرليغ بقتل آوردى - چنان كه ذكر آن خواهد آمد « 2 » - ملك از روى تهور و تبسل بىتامل و تعلل « 3 » گفت : بسبب آنكه پادشاه جهانگير اين سوال از بندهء خود فرمايد نه ازو . و اين جواب كه چو آب در مجراى صواب جارى گشت ، ايلخان را خوش آمد و او را بعواطف بىدريغ « 4 » اختصاص بخشيد .
« 5 » [ و از تاريخ آل كرت « 6 » نسب ملك شمس الدين چنين معلوم مىشود كه :
تاج الدين عثمان مرغنى ، و تاج الدين عثمان برادر عز الدين عمر مرغنى كه وزير باستقلال صاحباختيار سلطان غياث الدين محمود غورى بوده .
و شيخ ثقة الدين فامى قصيدهء غرا در مدح او بنظم آورده ، و اين ابيات از ابتداى آنست ،
للشيخ الفامى :
ايام شد مساعد و اميد شد غنى * در عهد عز الدين عمر شاه مرغنى
فرخنده خسروى كه ز كحل سخاى او * دارد هميشه ديده حاجات روشنى
هامش
( 1 ) - مج : و نقلست كه چون حضرت ايلخان .
مك : و چون به حضرت ايلخان .
( 2 ) - مك : آمد - ملك از روى .
مج : آمد - از روى .
( 3 ) - مج : و تعلل گفت بسبب . مك : و تعلل بسبب .
( 4 ) - مج : بىدريغ اختصاص بخشيد . مك : بىدريغ بنواخت .
( 5 ) - عبارت : [ و از تاريخ آل كرت نسب ملك شمس الدين چنين معلوم مىشود . . .
كه در حكم او بود مضبوط و محفوظ گردانيده ] از زيادات مج است .
( 6 ) - تاريخ آل كرت : تاريخ هرات از سيفى هروى يا مثنوى كرتنامه از ربيعى پوشنگى .