انوار آيات ربانى « 1 » ، مطلع شوارق عنايات و مواهب سبحانى .
لعبد الواسع الجبلى رح « 2 » :
تبارك إله از اين بقعهء كه پندارى * ز بس تكلّف كاندر عمارة آنست
خلاصهء خر دست و دقيقهء شرفست * لطيفهء هنرست و نتيجهء جانست
هواى او بلاطفت چو عين تسنيم است * زمين او بنظافت چو باغ رضوانست
سواد دلگشايش مردم چشم هفت اقليم آمده ، يا خود چون ظلمات خضرست كه « 3 » آب حيوان درو مقيم گشته ، دايرهء ربض سور آيتش قافيست بر گرد عالم محيط شده ، رسته « 4 » اسواق نزهت وفاقش خط تزييف « 5 » بر چهار سوى هفت اقليم آفاق كشيده ايضا له :
از خرّمى چو طبع حريفان همنفس * وز نيكوئى چو روى ظريفان دلرباى
هستند متفق همه عالم كه هيچكس * زين گونه جايگاه نديد است هيچ جاى
غبار توتيا آثارش كحل ديدهوران محيط افلاك ، و زلال كوثر مثالش آب روى ساكنان مركز خاك ، ساحت با سماحتش طيرهگر « 6 » چرخ برين ، و بقاع گردون
هامش
( 1 ) - مك : انوار آيات ربانى . مج : انوار هدايت ربانى .
( 2 ) - عبارت : لعبد الواسع الجبلى رح . از زيادات مج است و در نسخه مك ندارد .
( 3 ) - مك : خضرست آب حيوان .
( 4 ) - مك : ( رسته ) بسين مهمله . مج : ( رشته ) بشين نقطهدار
( 5 ) - مك : خط تزهف از تزّهف عنه : اعرض مج : خط تزييف از زافت الدراهم :
صارت مردوده .
( 6 ) - طيره بالفتح عربى : خشم و غضب و بالكسر خفت و سبكى و خجالت و عيب .
سعدى گويد :
دو چيز طيره عقل است دم فروبستن - فرهنگ آنندراج .