و خمسمايه ويران شده « 1 » بر دست غز كه جماعت تركان بودند . و مسجد جامعى داشت عجيب و غريب . و حوض مسين در وى نهاده كه « 2 » چهار صد مرد گرد آن در آمدى و وضو ساختى . و چراغ برنجين بر قبه او آويخته بود كه چهار صد نوله « 3 » داشت و « 4 » در هر نوله يك من روغن رفتى غزان آن « 5 » را بشكستند و بر اشتران بسته ببردند . « 6 »
و گويند « 7 » سبب خرابى اين شهر آن بود كه دو « 8 » فراش با يكديگر نزاع كردند به جهت يك خربزه « 9 » و هريك التجا بامير خويش بردند « 10 » هردو امير را خصومت
هامش
( 1 ) - مج : شده بر دست غز كه جماعت تركان بودند .
مك : شد بر دست غز . س : شد بر دست غز كه جماعتى بودند تركان .
( 2 ) - مك : حوض مسين در وى نهاده كه چهار صد . مج : حوض مسين در وى نهاده چهار صد .
س : حوض مس در وى نهاده .
( 3 ) - نوله : نول وزن غول : منقار مرغان و گرداگرد دهان و لوله و نايژه صراحى و مشربه را گويند و گردن صراحى را نيز گفتهاند . فرهنگ برهان قاطع .
و نول . بالفتح : نورد جولاهه و غيره و نوك منقار مرغان و هرچيز سر تيز مانند سر خنجر و كارد و قلم و مژكان و تبر و نيزه و غيره . فرهنگ آنندراج .
بهرحال مقصود از ( نوله ) گردن و دهانههاى روغن دانهاى چراغ مذكور است .
( 4 ) - مج : داشت و در هر .
مك : داشت در هر .
( 5 ) - مج : غزان را .
مك : غزان آن را .
( 6 ) - س : بسته ببرد .
( 7 ) - مج : گويند سبب . مك . س : و سبب .
( 8 ) - مج : كه دو فراش .
مك . س . مد : كه فراش .
( 9 ) - س : به جهت خربزه و هريك .
مج . مك . مد : به جهت يك خربزه و هريك .
( 10 ) - مج : بر هردو امير .
س . مك . مد : بردند هردو امير .