مغز يكى از آن كندها مثل روشنائى مهتاب روشن بود غلامعليخان ابتداء ديده بامين السّلطنه نموده بود بعد بتوسّط امين السلطان بحضور آوردند پوست اين چوب را كه مىكنند در تاريكى مثل مهتاب روشن است بطوريكه يك كنده از آن درخت را در آلاچيق كذاشته چراغها را كه برداشتند فقط بروشنى نور آن چوب ميشد خواند و نوشت
روزنامه سفر مازندران ( فارسى ) — صفحة 94
مساهمون: ايرج افشار
ص٩٤