قدرى كشتم خروسى پريد تفنك انداختم نخورد بعد جاى ديكر خروس پريد زدم افتاد از آنجا بركشته سرازير از رودخانه نىريس كذشته آب كمى داشت رفتم بالا زراعت و جنكل نىريس اينجاست چهار ساعت بغروب مانده بود پياده شده قدرى راحت شديم طرف عصر سوار شده قوشچيها و شكارچيها شكار قرقاول ميكردند از نزديك ارزنزار و پهلنزار كذشتيم
روزنامه سفر مازندران ( فارسى ) — صفحة 70
مساهمون: ايرج افشار
ص٧٠