راه دو شعبه شد از يك راه مردم و بنه رفتند از راه ديكر كه خلوت بود ما رفتيم در سر قلّه كوه چادر زده قدرى راحت نمودم جواب عرايض و مطالب سپهسالار اعظم را نوشته فرستاديم زغال سازها اغلب اشجار جنكل را بريده زغال كردهاند از چند سال قبل الى حال كه اين راه را ديده بودم اشجار زياد انداخته جنكل را خالى كردهاند از ده اطاقسرا سرازير شده باردو رفتيم
روزنامه سفر مازندران ( فارسى ) — صفحة 23
مساهمون: ايرج افشار
ص٢٣