زده بود كه جكرش از شكم درآمده و باز راه ميرفت چند پياده هم زخمى شده بودند على الخصوص يكنفر كور عاجز راه كذر را كه پايش را شكسته بود هرطور بود پيادها كراز را از نيزار بيرون آوردند سكها دور او را كرفته با او نزاع ميكردند چون همه سكها را مىكشت كفتم او را بكشند ساعد الدّوله پياده شد با پيادهاى ديكر پيشدار كرفته كراز را كشتند پيشدار عبارت از حربهايست شبيه بداس درو همه مازندرانيها
روزنامه سفر مازندران ( فارسى ) — صفحة 241
مساهمون: ايرج افشار
ص٢٤١