و سر ديكر آن طناب منتهى و متّصل به آن چوب مثلّث الشّكل شده آن طفل كاو را رانده نىشكرها خرد شده آب نىشكر از پائين كنده از لولهء كه نصب به آن است بظرف ديكر ميريزد
[ جمعه نوزدهم شوال ]
جمعه نوزدهم صبح هوا صاف بود سوار شده از خيابان شاه عبّاسي كه خيابان عريض خوبى است و بعضى جاها خراب شده يكفرسنك و نيم كمتر كه رفتيم برودخانه تالار رسيديم رودخانه خيلى عريضى است امّا حالا آبش