و رؤساى تركمانهاى يموت و غيره و سركردكان استرآبادى با قوشهاى شكارى و اسبهاى پيشكشى وارد شدند شب جمعه را باريد و رعد و برق شد نصف شب قدرى باز شده باز الى صبح خيلى تند باريد
[ جمعه دوازدهم شوال ]
جمعه دوازدهم صبح كه برخاستم باز مىباريد سوار كه شده قدرى مسافت پيموديم باران ايستاد و هوا باز شد امروز بايد برويم به نكا چهار فرسخ راه است عضد الملك