اقورجلى و جعفر باى را بحضور آورد بعد از رفتن حضرات سرم درد كرفت و نوبه آمد و لرز كردم تب و سردرد الى صبح ديكر كشيد قوشچى امير آخور يك ميش مرغ كه به زبان تركي توىتوغلى ميكويند آورده بود كفتند در زير قره تپّه زده است در سفرهاى سابق در اين صحرا از اين قسم مرغ نديده بودم و نميدانستم اينجاها از اين نوع مرغ بهم ميرسد در سفرهاى آذربايجان در اوجان از اين مرغ زياد ديده بودم
روزنامه سفر مازندران ( فارسى ) — صفحة 200
مساهمون: ايرج افشار
ص٢٠٠