تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه سفر مازندران ( فارسى ) — صفحة 161

مساهمون:

ص١٦١
بعد صاف شد كوه دماوند پيداست طرف دست راست ما نزديك قلعه‌جات عبد الملكى زاغ مرزين يكدسته مرغ سفيدى ديديم در زمين نشسته است تقريبا دو هزار و پانصد قدم مسافت داشت خيال كردم با كلوله تيرى به آنها بيندازم تفنك كلوله‌زن ته‌پر انكليسى كه دست ناظم خلوت بود خواستم آورد به سمت مرغها انداختم آنطرف مرغها كرد كرد و راست زد تير بسيار خوبى بود مرغها برخاسته پريدند دو دفعه دويست قدم