آدم سارى اصلان را كه ديشب جلو فرستاده بوديم قرقاول پيدا كند اينجا خبر داد كه قرقاول نيست از كالسكه پياده شده از زير برج قراول رد شدم قدرى ميان جنكل از راه بد رفتم رضا قليخان كفت آخر اينجاها باتلاق است بركشته بكالسكه نشسته قدرى رفتم از سمت دريا به طرف صحرا و جنكل كه اردو افتاده است در چمنى نوذرآباد پائينتر از اردوست ديده نميشود خلاصه كتابچهء عرايض صندوق كه آورده بودند
روزنامه سفر مازندران ( فارسى ) — صفحة 157
مساهمون: ايرج افشار
ص١٥٧