با بعضى عمله خلوت و غيره بكرجى نشسته بسياحت رودخانه رو به بالا رفتيم مىكفتند آب رودخانه تا يك فرسخ بالاتر از ده است محّل زراعت عزّةده هم بالاست و با ناو و كرجى حمل آذوقه بده مىكنند رودخانه خوبى است عرضش ده ذرع است قدريكه بالا رفتيم مراجعت كرده در حوالى جسر چوبى كه نزديك دريا ساخته بودند از كرجى بيرون آمده سوار اسب شده قدريكه رفتيم كالسكه ما را آوردند كالسكه را
روزنامه سفر مازندران ( فارسى ) — صفحة 107
مساهمون: ايرج افشار
ص١٠٧