تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات ناصر الدين شاه ( در سفر سوم فرنگستان ) ( فارسى ) — صفحة 454

مساهمون:

ص٤٥٤
هم كه هنوز نيامدست ، به سر خودت امسال ما مرديم پس كى تشريف مىآوريد ، قربانت بگردم ، انشا اللّه وقتى جواهر مىخريد عايشه خانم عرض مىكند كه از براى من و عايشه خانم بازوبند بخريد ، از براى افتخار السلطنه هم يك نيم‌تاج مىخواهد ، فروغ الدوله عرض مىكند من يك الماس مىخواهم ، به سلامتى كه تشريف مىآوريد از براى ما بياوريد . رخت تماشاخانه هم كه فرموديد بياوريد . به سر مبارك خودتان دستخط بفرمائيد كى تشريف مىآوريد و از من و عايشه خانم [ و ] فروغ الدوله روى ماه عزيز السلطان را ماچ كنيد ، انشا اللّه سلامت است ، به سر شاه صداى عزيز السلطان توى اندرون نمىآيد انگار مىكنم هيچ‌كس نيست . ميرزا عبد اللّه خان هم كه البته در سر خدمت جان‌نثارى هست ، تصدقت بگردم سر شاه جواب اين عريضه را زود دستخط بفرمائيد خدا جان ما همه را قربان وجود مباركت بگرداند ، هزار دفعه اين كاغذ را ماچ كرديم قربان اين كاغذ بگرديم كه چشم مبارك شما به اين كاغذ مىافتد ، كاش ما اين كاغذ بوديم ، هرچه از دل‌تنگى جمال مبارك عرض كنيم باز كم عرض كرديم ، خدا مىداند چه شب در دورى شما مىگذرد . [ در پشت سند نوشته شده است ] : عريضه افتخار السلطنه است ، 10 شهر ذى قعدة الحرام 1306 در شهر ليورپول انگليس رسيد ، ملاحظه شد . [ اما به نظر مىرسد اين نامه از طرف ليلا خانم خواهر عايشه و مادر افتخار السلطنه نوشته شده باشد . ]