سند شماره 65 : [ شكوائيهاى از افساد نصرت الله خان ]
از ميانج به جلفا
به عرض خاك پاى جواهرآساى اعليحضرت قدر قدرت ظل اللهى روح العالمين فداه
دو سه سال است اين چاكران مكرر از اغراض و افساد نصرت الله خان به خاك پاى مبارك جسارت ورزيد . امر جهان مطاع بر رفع و دفع شرارت و اغراض ايشان صادر شده و مقرر فرمودهاند بجز امر حكومت خود به ساير طوالش ادعاى برترى ننمايد . بعد از معاودت قزوين و ورود كيوان كه هنوز اردوى كيوان شكوه از خاك آذربايجان نگذشته است بيشتر از بيش اسباب اغتشاش را فراهم آورده ادعاى رياست و سرحد دارى مىنمايند . عموم رعيت و نوكر و اهل طايفه از حركات مغرضانه مشار اليه متوهم شده مىخواستيم اناث و ذكور به خاك پاى مبارك شرفياب شوند . چاكران نوعى آنها را به مراحم ملوكانه اميدوار ساخته به اين تلگراف جسارت ورزيده ، تصدق فرموده چاكران را قسمى آسوده بفرمايند كه در غياب حضرت اقدس ظل اللهى جان و مال فدويان و نوكر و رعيت از شرارت اين شخص مغرض مورد ايراد و مغارض تلف نشوند .
جواد خان ، امان الله خان ، الهيار خان ، نصر الله خان به تاريخ سه شهر جمادى الاول سنهء 1295