در اصفهان بوده كه بسيار مورد توجه بازديدكنندگان نيز قرار گرفته است . سپس از فرانسه به استراسبورگ كه در آن زمان در اشغال آلمانها بوده و بعد به اطريش و وين رفته و پس از يك اقامت دلانگيز 9 روزه در آنجا عزم بازگشت به ايران مىنمايد و از مسير ولاد قفقاز ، به بندر پطروفسكى وارد و سفر دريائى خود را در درياى خزر آغاز و از آنجا به انزلى و رشت رفته و سپس در روز هشتم شعبان به تهران وارد مىشود .
در اين سفرنامه شاه به شرح جزئيات موزهها ، باغ وحش ، مجالس رقص و شبنشينى ، ضيافتهائى كه به مناسبت حضور وى ترتيب داده مىشده ، صنايع و كارخانهها ، راهها و وسايل حمل و نقل ، مردم كوچه و بازار و مناظر زيباى طبيعت چنان پرداخته و آن وقايع و ديدنيها را چنان با قلم خود به تصوير كشيده است ، كه تجليّات ذهنى وى براى خواننده مشهود مىگردد . در اين مورد در مقدمهء سفر اول نمونههائى آورده شد ، از قبيل : درك از هنر ، ترس ، چابكى ، خشم و غضب ، رحم و شفقت ، طنز و . . . .
و . . . . .
و چون اين مطالب مورد توجه علاقمندان قرار گرفت ، جهت ممانعت از تكرار ، در اين مقدمه نيز بعضى خصوصيات ديگر شاه كه برگرفته از نوشتههاى خود اوست مختصرا ارائه مىگردد :
فرار از فرياد تظلم رعايا
بهتر است ابتدا توضيح داده شود كه منظور ناصر الدين شاه از « عرضهچى » مردمى هستند كه از ظلم و جور حكام ، شكايت كتبى در دست ، به شاه پناه مىآورند .
زمانى كه به جمال آباد اول خاك آذربايجان مىرسد ، بعد از آمدن حاكم به قول خودش « متعفن » آنجا مىنويسد :
« عرضهچيهاى عجيب اينجاها پيدا مىشود . مىآيند ، عريضه در دست ، يك بار مىدوند رو