Skip to main content

سياحت درويشى دروغين در خانات آسياى ميانه ( فارسى ) — Page 482

Contributors:

P.482
را محاصره نمود و پس از انقضاى سه ماه آن را به تصرف درآورد ولى بواسطهء سخت گيرىهاى زياد اهالى نتوانستند قدرت او را تحمل كنند و محرمانه با محمد على سازش كردند و همين كه امير به بخارا مراجعت كرد بر سر پادگان آنجا هجوم آوردند و تمام افسران و سربازان را از دم شمشير گذرانيدند . خبر اين فاجعه غضب نصر اللّه را سخت برانگيخت و قواى خود را بعجله جمع آورى كرد و به‌سمت « اوراتپه » حركت نمود محمد على از نو عقب‌نشينى اختيار كرده با عده‌اى از اهالى كه از انتقام امير بيمناك بودند به حركت درآمد . ولى امير بهيچوجه خيال نداشت راه فرار را براى او باز بگذارد و قدم‌به‌قدم او را دنبال كرد و او را در بن‌بست قرار داد بطورى كه ناچار شد تصميم بجنگ گيرد . در نتيجهء درگير شدن محاربه در مقابل ديوارهاى خجند محمد على شكست خورده شهر به تصرف مهاجمين درآمد . تا ممكن بود خان عقب‌نشينى كرد ولى چون دريافت كه دست از تعاقبش برنميدارند و پايتختش مورد تهديد قرار گرفته از رقيب خوش اقبال خود امان خواست و در « كهنه‌بادام » منجر به مصالحه‌اى شد كه بموجب آن محمد على خجند و چند نقطهء ديگر را تسليم كرد . واضح است كه شرايط به اين سنگينى با يك صلح صميمانه بهيچوجه سازگار نبود . امير كه در اجراى روش نامطلوب خود بسيار پافشارى بخرج ميداد براى اينكه توهين و تحقير بيشترى به دشمن مغلوب وارد سازد برادر و رقيب محمد على را كه از چندى پيش در بخارا پناهنده شده بود به حكومت ايالات تسخير شده منصوب كرده ولى حساب او درست درنيامد و مادر آن‌دو شاهزادهء خقندى ميان آنها را صلح داد و قبل از آنكه نصر اللّه بوئى ازين توطئه ببرد خجند و ساير شهرهاى متصرفى به خقند ملحق گرديدند و نتيجهء بندوبست اين شد كه براى خود بجاى يكى دو دشمن فراهم كرد . خشم و غضب پادشاه مستبد بخارا كه براى گرفتن انتقام بسيار تحريك شده بود